محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

127

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

اختگى عزيز را نمىتوان برداشت كرد . « 1 » 5 . در تورات چندين بار از زبان يوسف ، برادرانش جاسوس خوانده شده‌اند ، جاسوسانى كه آمده‌اند تا راه‌هاى درآمدن به آنجا را شناسايى كنند . نيز چندين بار از زبان يوسف به « زندگى فرعون » سوگند ياد شده است ، چيزى كه هرگز و به هيچ روى زيبندهء پيامبران خدا نيست . 6 . و آخرين سخن در اين‌باره پريشانى و ناسازگارى ديگرى در گزارش تورات است ، در سفر پيدايش ( 37 / 26 - 28 ) مىبينيم كه از ميان برادران ، اين « يهودا » است كه به سخن مىآيد و به برادران پيشنهاد مىكند ، يوسف را به كاروان اسماعيليان كه بدان صحرا آمده بودند به بيست مثقال [ ؟ ] بفروشند . با اين كه كمى پيش‌تر در همان سفر ( 37 / 21 - 24 ) ، برادر ديگر « روئين » را مىبينيم كه پيشنهاد مىكند يوسف را به چاه بيندازند ، و ديگر برادران مىپذيرند و او را به چاهى مىافكنند كه بازرگانان مديانى او را از آن بيرون مىكشند ( سفر پيدايش ، 37 : 28 ) . دربارهء فروش يوسف به فوطيفار نيز چنين است ، در آغاز داستان ، فروشندگان ، مديانىاند ( سفر پيدايش ، 37 : 26 ) و در پايان ، اسماعيلى ( همان ، 39 : 1 ) . آنچه گذشت ، نگاهى تند و گذرا بود به ناسازگارىها و دوگانگىهاى ميان قصه‌هاى قرآن با داستان‌هاى تورات . حال اگر به ياد بياوريم كه آورندهء قرآن ، به گواهى خود قرآن ، آن جا كه گفت : « تو پيش از اين كتابى نمىخواندى و دست به نوشتن نمىبردى و گر نه بدانديشان به شك مىافتادند « 2 » » پيامبر امى بوده كه با خواندن و نوشتن سروكارى نداشته ، درخواهيم يافت كه اين خود آشكارا نشان مىدهد كه قرآن از سوى خدا آمده است . نيز نشان مىدهد كه گرچه قرآن در اندك چيزهايى با تورات همخوان است اما در بسى چيزها با آن نمىخواند . نيز نشان مىدهد كه عرب‌ها نيز از اين نكته‌ها و گفته‌ها آگاهى نداشته‌اند . نيز نشان مىدهد كه قرآن سخنى بر بافته نيست ، همان‌گونه كه « اسطوره‌هاى پيشينيان » نيست كه پيامبر آنها را از كسى گرفته باشد و اين كه برخى از مشركان گفته بودند ، پيامبر آنها را از كسى در مكه فراگرفته است - چيزى كه برخى از خاورپژوهان امروز نيز مىگويند - به هيچ روى نمىتواند درست باشد كه آن كس عجمى بوده و زبان قرآن عربى روشن است . از اينها گذشته در قرآن گزارش‌هاى

--> ( 1 ) . تفسير المنار ، 12 / 272 ؛ تفسير بيضاوى ، 1 / 491 ؛ روح المعانى آلوسى ، 12 / 207 ؛ تفسير قرطبى ، 9 / 160 . ( 2 ) . وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ » ( سورهء عنكبوت ، آيهء 48 ) .